أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

416

قانون ( فارسى )

رگها ممكن است و هيچ چيزى غير ممكن نيست . » دربارهء ديدن با چشم مىفرمايد : « من ديده‌ام شريان زيرين شاهرگ دست گسسته ، ديده‌ام شريان گيجگاه گسسته و ديده‌ام شريان ساق پا گسسته و همگى خوب شده‌اند و به هم جوش خورده‌اند و نيازى به تكيه‌گاه و پاسبان و غيره نداشته‌اند . » از روى قياس كه گفتم ، مسأله اين است كه استخوان چون بسيار سخت است گفتيم گسسته‌اش - مگر كم باشد - و گرنه جوش نمىخورد و گوشت - كه بسيار نرم است - جوش مىخورد . رگ و شريان حالتى از سختى و نرمى دارند كه نسبت به استخوان و گوشت ميانگين است ؛ پس بايد در استعداد جوش خوردن كمتر از گوشت و بيشتر از استخوان براى جوش خوردن آمادگى داشته باشند . در نتيجه حتما به هم جوش مىخورند ، امّا در حالتى كه درز گسستگى كم و كوچك و بدن انسان تر و نرم باشد ، در غير اين صورت به هم جوش نمىخورند - كه اين قياس بسيار منطقى است و علاوه بر اين با چشم هم ديده‌ام و از تجربه گذشته است . فصل دوم زخمها در بعضى از اندامان تن اگر زخمى روى دهد ، زيان بزرگ و بيمناك است و اكثرا سبب مرگ خواهد شد و كم و به‌ندرت اتفاق افتد كه بيمار از مرگ برهد . و در حالى ممكن است سبب مرگ نشود و بيمار شفا يابد كه زخم بسيار سبك باشد . اين اندامان عبارتند از : مثانه ، كليه ، مغز ، روده‌هاى باريك و كبد . امّا قلب اگر زخمى گردد اميد شفاى بيمار نمىرود و مرگ حتمى است . كسانى كه زخم در اندرون دارند اگر به تهوع افتادند ، يا سكسكه كردند و يا شكمشان اسهال شد دليل بر مرگشان است . اگر زخم در جايى واقع شود ، كه سزاوار درد كردن و ورم آوردن است ، مثلا سر ماهيچه يا قسمت انتهايى آن زخمى شود ، بايد و چنين متوقع است كه درد داشته باشد و ورم كند . بويژه اگر ماهيچه پىآلود باشد بايد درد كند و ورم آورد . اما ديدى كه ورمى رخ نداده است ، بدان ! آسيبى در ژرفاتر قرار گرفته و مادهء ورم‌آور بدانجا روانه شده و چيزى براى زخم باز نگذاشته است كه ورم به بار آورد . ما در آينده كه بحث دربارهء قرحه‌ها را پيش مىكشيم ، و روىآورها و حالاتى را كه قرحه و زخم در آن مشتركند شرح مىدهيم ، چيزهايى را دربارهء زخمها مىگوييم كه لازم است بدانى . پس منتظر باش تا به بحث دربارهء قرحه برسيم و از آن استفاده كن !